تبلیغات
معاد در نهج البلاغه - حکمت
 
شبروان مست ولای تو علی        جان عالم به فدای تو علی


¿حکمت

 

شنبه 9 اردیبهشت 1385

حکمت ۷۲

ای انسان ها دنیا بدن ها را فرسوده و آرزو ها را تازه می کند مرگ را نزدیک و خواسته ها را دور و دراز می سازدکمی که به آن دست یافت خسته می شودو آن که به دنیا نرسد رنج می برد

حکمت۷۴

انسان با نفسی که میکشد قدمی به سوی مرگ می رود.

حکمت ۷۵

هر چه که شمردنی است پایان می پذیرد و هر چه انتظار میکشیدی خواهد رسید. (قیامت)

حکمت۱۱۵

چگونه خواهد بود حال کسی که در بقلی خود ناپایدار و در سلامتی بیمار استو در آنجا که آسایش دارد مرگ او فرا می رسد .

حکمت ۱۱۹

دنیای حرام چون مار سمی است پوست آن نرم ولی سم کشنده در درون دارد نادان فریب خورده و به آن میگراید و هوشمند عاقل از آن دوری گزیند.

حکمت ۱۳۲

خدا را فرشته ایست که هر روز بانک میزند بزائید برای مردن و فراهم آورید برای نابود شدن و بسازید برای ویران گشتن(قیامت)

حکمت ۱۲۲

ای انسان ما گویی مرگ به غیر ما نوشته شده و حق جز بر ما واجب گردید و گویا این مردگان مسافرانی هستند که به زودی باز می گردند در حالی که بدن هایشان را به گور ها می سپاریم و میزاثشان را می خوریم گویا ما پس از مرگ آنان جاودانه ایم آیا چنین است که اندرز هر پند دهنده ای از زن و مرد را فراموش میکنیم و خود را نشانه ی تیر های بلا و آفات قرار داده ایم .

حکمت ۱۲۶

شگفتم از بخیل به سوی فقری می شتابد که از آن میگریزد و سرمایه ای دا از دست می دهد که برای آن تلاش میکند در دنیا چون تهیدستان زندگی می کنند اما در اخرت چون سرمایه داران محاکمه می شوند . در شگفتم آن کسی که مردگان را می بیند و مرگ را از یاد برده است و در شگفتم آن کسی که پیدایش دوباره را انکار می کند در حالی که پیدایش آغازین را می نگرد. و در شگفتم از ان کسی که خانه نابود شسدنی را آباد میکند اما جایگاه همیشگی را از یاد برده است.( قیامت را)

حکمت