تبلیغات
معاد در نهج البلاغه - راز آفرینش از دیدگاه امام علی ع
 
شبروان مست ولای تو علی        جان عالم به فدای تو علی


¿راز آفرینش از دیدگاه امام علی ع

 

شنبه 23 اردیبهشت 1385

سخن على علیه السلام

«ثم انشا سبحانه فتق الاجواء و شق الارجاء وسكائك الهواء... ورقیم مائر» . (2) «سپس خداوند جوها را از هم شكافت و جوانب و ارتفاعات هوا را باز نمود» .

آب انبوه و پر موج و خروشان را كه بر پشت‏باد تندوز و پر قدرتى قرار داده بود، در لابه لاى فضاهاى باز شده به جریان انداخت.

با این باد تندوز آب را از جریان طبیعى بازداشت و آن گاه باد نیرومند را بر آب مسلط كرد و آب را در بالاى آن قرار داد.

فضا را در زیر باد پر قدرت باز، و آب در روى باد، جهنده و جنبان شد.

سپس خداوند سبحان باد دیگرى بیافرید كه فرمانى جز به حركت درآوردن آب نداشت، این باد دست‏به كار زد و تحریك آب را ادامه داد، جریان این باد را تند و منبعش را دور از مجراى طبیعى قرار داد.

خداوند سبحان همان باد را به برهم زدن آب انبوه و برانگیختن امواج دریاها دستور داد، و چونان مشك شیر كه براى گرفتن كره جنبانده شود آب را به حركت و زیر و رو شدن درآورد.

وزش باد بر آن آب چنان بود كه در فضاى خالى وزیدن بگیرد، آب در مقابل جریان باد مقاومتى از خود نشان نمى‏داد، آب را خت‏به حركت درآورده اولش را به آخرش و متحركش را به ساكنش برگرداند.

در این هنگام انبوهى از آب، سر به بالا كشید و كف بر آورد، خداوند آن كف را در فضایى باز و تهى بالا برد و آسمانهاى هفتگانه را بساخت، پایین‏ترین آسمانها را از موجى مستقر بنا نهاد، كه حركت انتقالى به این سو و آن سو ندارد، و بالاترین آسمان‏ها را سقفى محفوظ در مرتفع‏ترین فضا قرار داد، بى ستونى كه آن را برپا دارد و بدون میخ و طنابى كه آنها را به هم بپیوندد.

آن‏گاه آسمان را با زینت و زیور ستارگان و روشنایى‏ها بیاراست، و خورشید را با فروغ گسترده و ماه فروزان را با روشنایى‏اش در فلكى گردان و سقفى در دوران و صفحه‏اى منقوش با ستارگان به جریان انداخت.

از منظر على علیه السلام آفرینش از جو، فضا و هوا آغاز شده است، و به احتمال قوى این موضوع همان ماده گازى است كه در دو آیه از آیات قرآن با واژه‏ى دود (دخان) آمده است:

1. «ثم استوى الى السماء وهى دخان...» (3) :

«سپس خداوند آسمان را مورد مشیت‏خود قرار داد در حالى كه آسمان دود بود» .

2. «فآرتقب یوم تاتى السماء بدخان مبین‏» (4) :

«در انتظار روزى باش كه آسمان دود آشكارى برآورد» .

در حدیث امام باقر علیه السلام مى‏خوانیم: نخستین موجودى كه آفریده شده آب است و هوا از آب خلق گردیده است، بنابر این ریشه و نسب هر چیزى به آب مى‏رسد، خداوند سپس هوا را بر آب مسلط ساخت. آب را بر روى هم كوبید تا از آن كفى پدید آمد و از آن كف زمین خلق گردید. (5)

چنان كه قرآن به روشنى مى‏فرماید:

«...ان السموات والارض كانتا رتقا ففتقناهما وجعلنا من الماء كل شى‏ء حى...» . (6)

«آسمان‏ها و زمین در آغاز بسته و یكپارچه بودند، بعدا ما آن‏ها را از هم باز كرده و هر چیز صاحب حیات را از آب قرار دادیم‏» .

این آیه به خوبى «انبساط‏» جهان را مى‏رساند، روشن‏تر از آیه مزبور این آیه است:

«والسماء بنیناها باید و انا لموسعون‏» . (7)

«ما آسمان را با قدرت خویش پایه گذاشتیم و پیوسته آن را گسترش، وسعت و انبساط خواهیم بخشید» .

امام باقر و صادق علیمها السلام مى‏فرمایند: آب بر هوا قرار داشت و هوا بى‏كرانه بود و جز این دو چیزى وجود نداشت و چون خداوند اراده كرد زمین را بیافریند فرمان داد بادها به آب وزیدند، موج پدید آمد و از موج كف پدیدار گشت، كف‏ها به اندازه كوه بزرگى شدند، خداوند آنها را در محل «بیت الله الحرام‏» [مكه معظمه] گرد آورد و از آنها زمین را پدید آورد، از این رو نخستین سرزمینى كه آفریده شد مكه است، لذا آن را مادر شهرها (ام القرى) نامیدند چنان كه خداوند در قرآن به این مطلب اشاره كرده مى‏فرماید:

«ان اول بیت وضع للناس للذى ببكة مباركا...» . (8)

(نخستین خانه‏اى كه براى مردم قرار داده شد در سرزمین مكه است) سپس زمین را از زیر كعبه (بكه) گسترش داد، و گسترش زمین در مدت زیادى به درازا انجامید.

پس از مدتى از میان كف‏ها، دودى بدون آتش بر آسمان رفت، و از آن آسمان‏ها آفریده شد و به گردش آمد. (9)

نظر فخر رازى

وى مى‏نویسد: خداوند در آب حرارت به وجود آورد (یعنى ماده آغازین چیزى شبیه آب بسیار داغ و جوشان بوده است) سپس از این آب جوشان كف و دودى خارج شد، از كف آن زمین، و از دود آن، آسمان‏ها آفریده شد چنان كه ابن عباس گفته است: دودى كه مایه‏ى آغازین آسمان است از بخار زمین بوده است. (10) اما برخى دیگر از دانشمندان بنا به شواهدى كه از قرآن و احادیث‏به دست آورده گفته‏اند: خداوند، نخست زمین را آفرید و هنوز آن را گسترش نداده و تكمیل نكرده بود كه آسمانها را آفرید، و در مرحله بعد زمین را گسترش داد و تكمیل كرد، از این رو فرموده است:

«رفع سمكها فسواها و اغطش لیلها و اخرج ضحاها و الارض بعد ذلك دحاها» (نازعات/28 30) .

«سقف آسمان را برافراشت و آن را به اندازه‏ى معین درست كرد و شبش را تیره و روزش را آشكار ساخت، و پس از آن زمین را با غلتانیدن گسترد» .

بنابراین انبساط زمین به وسیله غلتانیدن و چرخش به وقوع پیوسته (حركت وضعى زمین) و این كار بعد از بناء، نظم و برافراشته شدن آسمان‏ها بوده است.

امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: دودى كه از میان موج و كف خارج شد از جنس دود آتش نبوده است.

مفسران نیز به اتفاق نظر مى‏گویند: این دود از آتش نیست، بلكه از تنفس و تبخیر آب است. (11)

امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه دیگر پیدایش خشكى‏ها را این گونه ترسیم كرده است:

«خشكى را از آب دریایى موج زننده، و هر موجى موجى دیگر را شكننده پدید آورد و آن را طبقه‏ها كرد، آن گاه طبقه‏ها را از هم گشود و آن را هفت آسمان كرد، پس از آن كه به یكدیگر بسته و یكپارچه بود، و به فرمان او آسمان‏ها چنگ در یكدیگر نهادند و بر پاى ایستادند» . (12)

همچنین در خطبه دیگر مى‏فرماید: خداوند آسمان را بعد از روزگارى كه دود بود ندا داد سپس حلقه‏هاى بندهاى آسمان جوش خوردند و به هم برآمدند، و خداوند درهاى بسته‏ى آن را بعد از آن كه یكپارچه (رتق) بود باز كرد. (13)

بر این اساس، ماده‏ى اصلى زمین و هفت آسمان كه به احتمال قوى منظور كواكب سیار هفتگانه از فلكیات قدیم (عطارد، زهره، مریخ، مشترى، زحل (14) ...) باشد همه از دود (دودى كه از جنس دود آتش نیست) مى‏باشند، بنابراین باید از جنس توده‏ى جرمى باشد داغ و جوشان، و پس از جدا شدن از یكدیگر و قطعه قطعه شدن و در مدارهاى خویش قرار گرفتن رو به تكامل نهاده باشند.

جرم سبز رنگ

در حدیث دیگر مى‏خوانیم: خداوند چون اراده كرد آسمان و زمین را بیافریند گوهر سبز رنگى پدید آورد، سپس آن را ذوب و آب متلاطمى گردانید، آن گاه بخارى كه همچون دود بود از آن خارج كرد: «ثم آستوى الى السماء وهى دخان‏» : «به آسمان كه بسان دودى بود توجه كرد و آن را بشكافت‏» و هفت آسمان پدید آورد، سپس از آن آب كفى آفرید و سرزمین مكه را خلق كرد، و بعد از مدتى زمین را از زیر كعبه گسترش داد. (15)

مولوى با توجه به این روایات و آیات سروده است:

از كف دریا بنگارد زمین دود سیه را بنگارد سما

مفسران با توجه به آیه‏ى «...خلق الارض فى یومین...» (16)

و آیه : «ثم استوى الى السماء و هى دخان...» (17)

معتقدند نخست زمین را طى دو روز آفرید و سپس متوجه خلقت آسمان و اجرام فضایى شد.

گفتنى است، در قرآن گاهى واژه «یوم روز» مجازا به كار گرفته و كنایه است از مرحله‏ى طولانى، و گرنه هنگام آفرینش زمین هنوز روز و شبى وجود نداشته و سال و ماهى در كار نبوده است. (18)

آفرینش در تورات

به گفته‏ى فخر رازى در تورات آمده است كه خداوند گوهرى آفرید و بعد با نظر هیبت‏به آن نگریست، آن گوهر آب شد و آسمانها و زمین را از آن بیافرید و آنها را از هم شكافت. (19)

یك گوهرى چو بیضه جوشید و گشت دریا كف كرد و كف زمین شد و ز دود او سما شد تكامل تدریجى تاكنون فى‏الجمله تكامل و انبساط تدریجى ثابت گردید.

دلیل دیگر: قرآن مجید مى‏فرماید: «...خلق السماوات والارض فى ستة ایام...» . (20)

این مضمون در بسیارى از آیات به چشم مى‏خورد، لیكن در مورد زمین چنان كه اشاره شد دو روز نام برده شد (یومین) .

مفسران معتقدند این ایام نشان دهنده‏ى مراحل تكامل تدریجى خلقت است. بدیهى است آفرینش یك انسان لااقل به شش ماه زمان نیازمند است، در حالى كه به فرمایش قرآن: «لخلق السماوات والارض اكبر من خلق الناس‏» (21) : «آفرینش آسمان‏ها و زمین از خلقت مردم بزرگتر است‏» ، بر این پایه هر روز خلقت را باید لااقل هزار سال دانست: «...ان یوما عند ربك كالف سنة مما تعدون‏» . (22)

فخر رازى مى‏گوید: مراد از شش روز، شش حالت است كه عارض آسمان‏ها و زمین و آنچه میان این دو است‏شده است. (23)

شاهد بر این تكامل تدریجى، حدیثى است كه امام صادق علیه السلام در آن مى‏فرماید: خداوند چون زمین را آفرید پنجاه هزار سال [كنایه از سالهاى بسیار زیاد] آن را رها كرد، سپس موجوداتى آفرید كه نه از نوع فرشته، نه از نوع جن و نه از نوع انسان به شمار مى‏رفتند و سپس هزاران سال منقرض شدند، باز هزارها سال گذشت كه خداوند جن را آفرید، و پس از مدتى طولانى آدم را خلق كرد. (24)

همچنین در تفسیر طبرسى مى‏خوانیم: امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: خداوند روز را قبل از شب ، خورشید را قبل از ماه و زمین را قبل از آسمان آفرید. (25)

در حدیث دیگر آمده است: نخستین روزى كه خورشید در آن طلوع كرد نوروز بوده است. (26)

و ماه نیسان نخستین ماه از ماههاى دنیا است. (27)

از این دو خبر چنین استفاده مى‏شود كه در آغاز پیدایش روز، و گردش وضعى كره زمین دایره استواى زمین و خورشید در یك سطح قرار داشته‏اند، چنان كه ما امروزه در اول برج حمل فروردین به حساب مى‏آوریم و مى‏دانیم بخشى از آن با نیسان انطباق دارد.

نتیجه سخن

1. طبق نظر على علیه السلام و سایر احایث، خداوند متعال نخست جرمى آب‏گونه همراه هوا آفرید كه از آن كف و گازى پدید آمد، از این جرم كف گونه زمین آفریده شد، و از آن دود و گاز، سیارات هفتگانه پدید آمدند، پس مى‏توان گفت‏خانواده منظومه شمسى در اصل از یك توده جرم آفریده شده‏اند.

2. همچنین مى‏توان گفت‏سن و سال زمین بیش از سایر كرات (لااقل سیارات) است چون در چند جا آفرینش آسمانها را بعد از زمین به چشم دیدیم، لیكن هنوز از سن و سال همه‏ى اجرام كیهانى چیزى به دست نیامده است، زیرا قرآن فرمود : ما آن‏ها را در مدت شش روز آفریدیم.

3. آنچه مشهور است كه خورشید «مادر» منظومه شمسى است و همه‏ى سیارات و اقمارشان از خورشید جدا گشته‏اند با آنچه از روایات و احادیث‏خواندیم همخوانى ندارد، زیرا گاز و دودى كه از زمین برخاست‏سبب پیدایش آسمانها گردیده است، و اگر به فرض همه در یك لحظه از هم جدا شده باشند چرا زمین را جدا شده از خورشید بدانیم؟ و اگر بخواهیم جاذبه خورشید را در نظر بگیریم، جاذبه تنها به خاطر جرم بزرگتر است، و چنانچه زمین هم بزرگى خورشید را مى‏داشت البته خورشید گرد او مى‏چرخید، آن سان كه اكنون زمین گرد خورشید گردش دارد. بنابراین گردیدن كره كوچكتر پیرامون كره بزرگتر دلیل آن نیست كه كوچك از بزرگ جدا گردیده است.

4. چنان كه اشاره شد برخى از دانشمندان متاخر از جمله «لاپلاس‏» نظریه گسترش و انبساط جهان را پذیرفته و گفته است: ماده‏ى جهان در ابتدا گازى بوده است منتشر در وسط فضا، با نظم ویژه، و «سدیم‏» ها از تكاثف و به هم رفتن آن خلق شده‏اند، آن‏گاه تطورى كه رخ داده تا از حالت‏سدیمى به حالت كنونى آن را رسانده به وسیله ازدیاد دوران بوده است (28) این نظر تا اندازه‏اى به نظر روایات و آیات نزدیكتر است.

5. این جمله كه امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «فسوى منه سبع سماوات‏» از آن كف هفت آسمان آفرید، بر طبق عقیده فلكیات قدیم (بطلیموس) بوده كه در آن زمان شهرت داشته است، بنابراین تنها به زبان و خطاب آن زمان بوده كه سخن از هفت آسمان به میان آمده است، و چنانچه امیر علیه السلام در این زمان مى‏بود به مقتضاى حال، خطاب و فهم این عصر ما سخن مى‏راند.

6. این كه فرمود: آسمان‏ها را بدون ستون و میخ سر پا داشت، به عقیده بسیارى از مفسران ونهج البلاغه پژوهان اشاره است‏به قانون جاذبه‏ى عمومى «نیوتون‏» . (29)

7. ماده‏ى نخستین زمین و آسمان (آب، هوا، دود، بخار، گاز و جرم) آیا از چیزى گرفته شده و پیش ماده‏اى داشته یا ماده‏ى قبلى در كار نبوده و نو پدید بوده‏اند؟

از آیات قرآن چنین استفاده مى‏شود كه ماده پیشین وجود نداشته و سرچشمه‏اى در كار نبوده است، قرآن مى‏فرماید: «بدیع السموات والارض...» (30) : «او نوپدید آورنده‏ى آسمان‏ها و زمین است‏» .

واژه پژوهان معتقدند واژه «بدع‏» ، «ابداع‏» ، «بدیع‏» هرگاه درباره‏ى افعال خداوند استعمال گردند به معناى پدید آورنده‏ى شى‏ء است‏بدون ابزار و آلت، و بدون ماده پیشین و بدون زمان و مكان، و این ویژگى‏ها تنها از آن خداوند است. (31)

این در حالى است كه خداوند در قرآن مجید به كرات خود را «خالق‏» و آفریننده‏ى آسمان‏ها، زمین و انسان خوانده است، بنابراین واژه «خلق‏» به «بدع‏» و «خالق به مبدع‏» بر مى‏گردد، یعنى در خلقت آسمان، زمین و انسان ماده قبلى در كار نبوده است، چرا كه اصل انسان به خاك و زمین برمى‏گردد، گرچه این واژه (خلق) در بسیارى دیگر جاها به معناى آفرینش چیزى از چیز دیگر است. (32)

قرآن این نكته را خاطر نشان كافران ساخته كه انسان از هیچ (عدم محض) آفریده شده است:

«ام خلقوا من غیر شى‏ء ام هم الخالقون ام خلقوا السموات والارض...» . (33)

«آیا از هیچ خلق شده‏اند یا آن كه خود خالق خویش‏اند، یا آسمان‏ها و زمین را آفریدند؟» .

خلقت از هیچ همان آفرینش بدون ماده‏ى قبلى است.

از این آیات چند امر به دست مى‏آید:

1. آفرینش نخستین از عدم بوده و ماده قبلى وجود نداشته است.

2. جهان ماده سابقه و پیشینه‏ى نیستى داشته وحادث است نه قدیم، ما این دو مطلب را از كلمات امام امیرالمؤمنین علیه السلام نیز استفاده مى‏كنیم:

الف) «ذلك مبتدع الخلق و وارثه، و اله الخلق و رازقه‏» (34) : او است آفریننده و اختراع كننده‏ى خلایق بدون سابقه و مانند (به وجود آورنده‏ى هستى از عدم و نیستى) و پس از فنا وارث ایشان است، او است معبود خلایق و روزى دهنده‏ى آنان.

«الذى ابتدع الخلق على غیر مثال امتثله، ولا مقدار اهتدى علیه من خالق معهود كان قبله‏» (35) : او است‏خداوندى كه خلایق را بیافرید بدون ماده، و مثال و صورتى كه از آن اقتباس نموده و مانند آن آفریده باشد و بى سنجش و اندازه‏اى كه از خالق و معبودى پیش از خود پیروى كرده باشد.

«لم یخلق الاشیاء من اصول ازلیة ولا من اوائل ابدیة، بل خلق ما خلق فاقام حده، وصور ما صور فاحسن صورته‏» (36) اشیاء را از روى اصول و مبادى و نمونه ازلى و ابدى نیافرید (چون آفرینش او مبدیى نداشته) بلكه (بى نمونه و مبدا و ماده و به محض اراده) آفرید آنچه را آفرید و حدش را تعیین نمود، و به آنچه ایجاد فرمود صورت و شكل داد و صورت آن را نیكو و مناسب گردانید.

ب) امیرالمؤمنین علیه السلام درباره‏ى حدوث جهان خلقت مى‏فرماید:

«الحمد لله الدال على وجوده بخلقه، وبمحدث خلقه على ازلیته‏» . (37)

«سپاس خدایى را سزاست كه به وسیله‏ى آفریده‏هایش بر وجود و هستى خویش راهنما است (زیرا هر مخلوقى ممكن است و ممكن به خودى خود داراى هستى نمى‏گردد، پس او را آفریده‏اى مى‏باشد.) و به حدوث و نو پیدا شدن آفریده‏هایش بر ازلى بودن و ابتدا نداشتن خود دلیل است‏» .

امیرالمؤمنین علیه السلام همین برهان حدوث و نوپدیدار شدن مخلوقات را دلیل بر قدیم بودن خدا و حدوث اشیا را برهان بر وجود او شمرده مى‏فرماید:

«الحمد لله الدال على قدمه بحدوث خلقه وبحدوث خلقه على وجوده‏» . (38) «سپاس خداوندى را سزاست كه حدوث خلق دال بر قدیم بودن و وجود او است‏» .

بنابراین «قدیم‏» تنها او است و غیر او هر چه باشد حادث است و پیشینه‏ى عدم دارد.