تبلیغات
معاد در نهج البلاغه - تجسم اعمال
 
شبروان مست ولای تو علی        جان عالم به فدای تو علی


¿تجسم اعمال

 

شنبه 23 اردیبهشت 1385

عمل، بهترین همراه


(یَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ اَنَّ بَیْنَها وَبَیْنَهُ اَمَداً بَعیداً)(1)
(به یاد آر!) روزى كه انسان هر كار نیك و بد خویش را حاضر بیند و آرزو كند: اى كاش! میان او و كردار زشتش، فاصله زیادى مى‏بود.
(وَوَجَدوا ماعَمِلُوا حاضِراً وَلایَظْلِمُ رَبُّكَ اَحَداً)(2)
تمام اعمالشان در آن دنیا مجسم شود و خدا به هیچ كس ستم نخواهد كرد.
(یَوْمَئذٍ یَصْدُرالنّاسُ اَشْتاتاً لِیُرَوْا اَعْمالَهُم)(3)
در آن روز، مردم از قبرها پراكنده شوند تا (نتیجه) كردار خود را ببینند.

همانگونه كه در سراى قیامت -با استناد به آیات یاد شده- اعمال انسان از نیك و بد بر او نمایانده مى‏شود، در برزخ نیز -با استناد به روایات زیر- عمل انسان تجسم مى‏یابد:
پیامبر خدا(ص) فرمود: «اى قیس! به ناچار، پس از مرگ، همدمى با تو به خاك سپرده مى‏شود! كه اگر بخشنده و كریم باشد، تو را گرامى خواهد داشت و اگر فرومایه و بخیل باشد، تو را واخواهد گذاشت.
برانگیخته نمى‏شوى مگر با او! پرسیده نمى‏شوى مگر از آن! پس، همدم و همراهت را غیر از نیك قرار مده؛ زیرا اگر نیك باشد، با او انس‏گیرى و اگر بد باشد، وحشت وهراس تو تنها از او خواهد بود. آن همراه و همدم، عمل توست».(4)
امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «پس از مرگ، مال، فرزندان و عمل انسان پیش رویش مجسم گردد. در آن حال، رو به مال كند و گوید: به خدا سوگند، بر تو حریص بودم؛ اینك چه در نزد توست؟ (كنایه از اینكه چه كارى مى‏توانى برایم كنى؟)
مال گوید: كفنت را بستان و ببر.
(از مال كه نومید شد) رو به فرزندانش كند؛ گوید: به خدا سوگند، دوستدار و حامى شما بودم؛ اینك چه در نزد شماست؟
گویند: ما تو را به قبرت رسانیم؛ در آن قرارت دهیم و بپوشانیم!
آنگاه رو به عملش كند؛ گوید: به خدا سوگند، من از تو روگردان بودم و تو را بر خود سنگین و دشوار مى‏یافتم؛ اینك چه در نزد توست؟
گوید: تا قیامت همدم و همراهت خواهم بود!».(5)
امام صادق(ع) فرمود: «هنگامى كه مرده را در قبرش گذارند، شخصى نزد او حاضر مى‏شود. خطاب به وى گوید: اى صاحب قبر! ما سه نفر بودیم(مال، فرزندان، كردار)؛ مال در هنگام مرگ از تو جدا شد، فرزندانت تو را تا قبر بدرقه كردند و به آغوش خاك سپردند؛ اینك من كه عمل و كردار تو هستم تا روز قیامت، همدم و همراهت خواهم بود؛ هر چند كه مرا سبك‏تر و خوارتر از آن دو مى‏پنداشتى».(6)

سیماى همدمها


به روایاتى در این‏باره توجه فرمایید:
رسول خدا(ص) فرمود: «... كسى كه نزد مؤمن آید، چهره‏اى نیكو، جامه‏اى زیبا و عطرآگین دارد. پرسد: تو كیستى!؟
گوید: من كردار نیك تو هستم و تو را به رحمت الهى و ماندن در بهشت، مژده مى‏دهم! سپس درى از بهشت به روى او گشوده شود و فرشهاى بهشتى به زیرپایش گسترند.
كسى نزد كافر آید كه چهره‏اش زشت، جامه‏اش مندرس و گندیده بوست. پرسد: توكیستى؟
گوید: من كردار بد تو هستم و تو را به خشم الهى و عذاب سخت، مژده مى‏دهم! سپس درى از آتش بر او گشوده شود و فرشهاى آتشین به زیرپایش پهن كنند».(7)
امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «عمل نیك نیكوكاران، به شكل موجودى خوش چهره، خوش بو و خوش جامه نزدش آید؛ به او بشارت دهد: وارد بهترین منزلگاهها گشته‏اى و از این پس تا قیامت در شادى و شادمانى به سرخواهى برد!
عمل نیك به او گوید: اینك از دنیا به بهشت رخت بربند... بعد از این، جایگاهش را تا آنجا كه چشم كار مى‏كند، گسترش دهند و درى از بهشت بر او گشایند... .
عمل بد بدكاران به شكل موجودى زشت چهره، بدبو و كثیف جامه نزدش آید؛ بدو گوید: وارد بدترین منزلگاهها گشته‏اى و تا قیامت در رنج و سختى به سرخواهى برد!
پس از این دو فرشته بازرس قبر نزدش آیند (كه موهایشان را به دنبال خویش همى كشند و با دندانهایشان زمین را وارسى كنند؛ صدایشان همچو رعد است و از چشمانشان گویى برق مى‏جهد) ابتدا، كفنهایش را برگیرند و از اعمال و عقاید او پرسش كنند؛ چون در پاسخ واماند؛ گویندش: ندانسته‏اى و هدایت نگشته‏اى! سپس با گرزهاى آتشین چنان برسرش كوبند كه همه جنبندگان زمین(غیر از انس و جن) صداى آن را بشنوند و بهراسند. بعد از آن درى از آتش به رویش گشایند».(8)
امام باقر(ع) فرمود: «هنگامى كه مؤمن وارد قبر مى‏شود، نماز، زكات، نیكى و صبر، در طرف راست، چپ، بالا و روبه‏روى او قرار مى‏گیرند».(9)
گاهى، نمونه‏هایى براى اهل این جهان پیش مى‏آید كه مایه پند و عبرت آنهاست.
حكایتى از شگفتى‏هاى سیماى «همدم برزخى» را از زبان شیخ بهایى (اعلى اللَّه مقامه) بازگو مى‏كنیم:
«در اصفهان، رفیقى داشتم كه بیشتر وقتها به قبرستان مى‏رفت و بر سرآرامگاه آشنایى به عبادت مى‏پرداخت.
روزى، به دیدارش رفتم. پرسیدمش: از شگفتى‏هاى قبرستان چه دیده‏اى؟
گفت: دیروز، جنازه‏اى را بدینجا آوردند و در گوشه‏اى به خاك سپردند.
هنگام شامگاه، بوى گندیده‏اى از نزدیكى‏هاى آن قبر برخاست كه تا به حال بویى بدین بدى نبوییده‏ام!
ناگاه هیكل ترسناكى را همانند سگ -كه بوى گند از او بود- دیدم كه به طرف قبر پیش مى‏رود. وقتى سر آن قبر رسید، ناپدید شد. پس از مدتى، بوى عطرآگین از نزدیكى‏هاى آن قبر برخاست كه بویى بدین خوشبویى تا كنون به مشامم نرسیده بود!
در این هنگام، صورت زیبا و دلربایى را دیدم كه بر سر آن قبر رفت و داخل قبر شد.
كمى گذشت، صورت زیبا، زخمى و خون آلود از قبر بیرون آمد!
بسیار شگفت زده شدم. در آن حال از خدا خواستم كه مرا از این راز آگاه سازد. به وسیله‏اى پى‏بردم كه آن صورت زیبا، كردار نیك و آن چهره ترسناك، كردار زشت آن شخص بوده است؛ چون كارهاى بدش بر كارهاى خوبش چیره شد، در قبر آن سیماى هولناك، همدم و همراهش خواهد بود تا اینكه پاك گردد و گناهانش تصفیه شود و نوبت به سیماى كردار نیكش رسد».(10)

تكامل و اثرات آن


چنانچه گذشت، عمل انسان در قبر، مونس و همراه اوست؛ امّا این همراه و همدم همیشگى نیست و برخى امور، وضعیت انسان را دچار دگرگونى مى‏كند. چه بسا، شخصى در آغاز ورود به عالم برزخ، به جهت كردار زشتش، در ناراحتى و رنج به سربرد و همدم زشت‏سیرتى -به پیروى اعمالش- با او باشد؛ لیكن پس از مدتى صحنه عوض شود! و البته عكس این حالت نیز صادق است.
پیامبر اكرم(ص) فرمود: «عیسى بن مریم(ع) بر قبرى گذشت، صاحبش را در عذاب دید. بار دیگر از همان قبر عبور كرد، اما از عذاب خبرى نبود!
گفت: خدایا! سال پیش، از این قبر گذشتم، صاحبش در عذاب بود! امسال چنین نیست! (این چه حكمتى است؟)
از سوى پروردگار به عیسى وحى شد: اى روح اللَّه! فرزند این شخص، راهى را بازسازى كرده و یتیمى را پناه داده؛ پس به سبب كردار نیك او، پدرش را آمرزیدیم».(11)
امام صادق(ع) فرمود: «پس از مرگ، سه چیز موجب آمرزش است:
1 - آنچه كه در زمان حیات براى خشنودى خدا، به مستمندان كمك نموده یا مالى كه در این راه وقف كرده باشد.
2 - روش و سنت پسندیده‏اى به یادگار گذارد كه دیگران پس از مرگش بدان عمل كنند.
3 - فرزندان صالح».(12)
امام صادق(ع) فرمود: «پس از مرگ، شش چیز سبب رفاه حال مؤمن مى‏شود:
1 - فرزندان صالحى كه با اعمال نیك خویش، آمرزش پدر را مى‏طلبند.
2 - قرآنى كه تلاوتش مى‏كرد.
3 - حفر چاه.
4 - درختكارى.
5 - كشیدن نهر.
6 - برجاى گذاشتن سنت و روش پسندیده».(13)

موارد یاد شده در روایات مذكور را مى‏توان به صورت زیر بیان كرد:

الف - آثار نیك بر جا مانده از خویش:

1 - سنت و روش پسندیده‏اى از خود به یادگار گذارد كه پس از مرگش بدان عمل شود.
2 - فرزندان صالحى تربیت كند كه با كردار نیك خویش به جامعه انسانى خدمت كنند.
3 - كارهاى نیكى در زمان حیات انجام دهد كه اثرات آن پابرجا باشد؛ مانند: ساختن مسجد، احداث مدرسه، حفرچاه و كاشتن درخت و... .

ب : كارهاى خیر بازماندگان:

1 - پرداخت بدهى‏هاى مرده توسط بازماندگان كه در زمان حیات خویش، توانایى اداى آن را نداشت و یا كوتاهى كرده بود.
2 - اداى قرضهاى عبادى او؛ مانند: نماز، روزه، خمس، زكات و حج كه در زمان حیاتش انجام نداده بود.
3 - كارهاى نیكى كه به قصد شادى روح او انجام دهند؛ مانند: كمك مالى به محرومان، سیر كردن گرسنگان، پوشیدن برهنگان، و دستگیرى از یتیمان و... .
4 - دعا و آمرزش خواهى در حق وى یا خواندن فاتحه به قصد اینكه ثوابش به او رسد.

غیر از آنچه بیان شد، امور دیگرى نیز موجب تغییر همدم و تكامل در قبر خواهد شد؛ از جمله:

الف - دوستى و ولایت اهل بیت:

پیامبر خدا(ص) فرمود: «دوستى من و خاندانم در هفت محل سودمند است:
1 - هنگام مرگ، 2 - درون قبر، 3 - وقت بر پا شدن قیامت، 4-حین گشوده شدن نامه اعمال، 5 - هنگام حساب و بازخواست، 6-وقت سنجش كردار، 7-موقع گذشتن از صراط».(14)

ب - پاك شدن از گناهان:

مدت و مقدار عذاب قبر به میزان گناهان شخص بستگى دارد؛ بنابراین پس از اینكه گناهان شخص پاك گردید؛ در قبر او، گشایش حاصل مى‏شود و همدم او نیز تغییر مى‏كند.

شایان ذكر است كه تغییر همراه و همدم، همواره در جهت تكامل نیست؛ بلكه اگر كسى سنت و روش بدى بر جاى گذارد، یا در تربیت فرزندان خویش كوتاهى كند و یا مراكز فساد (مانند: قمارخانه، مشروب فروشى و...) دایر نماید و یا كتابى بنویسد كه سبب گمراهى مردم گردد، عذابش بیشتر؛ یا اگر كارهاى نیكى هم داشته، پاداشش كمتر مى‏شود و در نتیجه، همدم و همراه او نیز به پستى مى‏گراید.
از جمله امورى كه در جهت تنزل همدم برزخى اثر فراوانى دارد، عاق(آزار و رنجش) پدر و مادر -چه در زمان حیات و چه پس از مرگ- است.
علامه مجلسى(علیه الرحمة) در «زاد المعاد» مى‏فرماید:
«چه بسا فرزندى در زمان حیات پدر و مادر، نیكوكار باشد، امّا پس از مرگشان به سبب كم به جا آوردن كارهاى خیر براى آنان عاق گردد و بهترین كارهاى خیر، پرداخت قرضهاى آنهاست؛ اعم از اینكه قرضهاى مالى باشد یا قرضهاى عبادى».(15)

1 . آل عمران (3) آیه 30.
2 . كهف (18) آیه 49.
3 . زلزال (99) آیه 6.
4 . «كتاب الخصال»، الشیخ الصدوق، ج‏1، ص‏114، منشورات جماعةالمدرسین:
«... و انه لابد لك یا قیس! من قرین یدفن معك و هو حیّ؛ و تدفن معه وانت میت. فإن كان كریماً، اكرمك و ان كان لئیما، اسلمك. ثم لایحشر إلّامعك، ولاتبعث إلّامعه، ولاتسئل إلّاعنه؛ فلاتجعله إلّاصالحاً؛ فإنه صلح آنست به، و إن فسد لاتستوحش إلّامنه؛ و هو فعلك».
قیس بن عاصم كه شاعر زبردستى بود، با اجازه از پیامبر(ص) در همان مجلس، سخنان پندآمیز رسول خدا(ص) را به شعر درآورد. این شعر در پنج بیت است:
تخَیَّر خَلیطاً من فِعالِكَ إنما
قَرینُ الفتى‏ فی القبرِ ماكان یَفْعَل
ولابدَّ بَعدَالموتِ مِنْ أن تَعُدّه
لِیَوم یُنادِى المرءُ فیه فَیَقْبَل
فاِنْ كُنْتَ مشغولاً بِشَیْ‏ءٍ فَلاتكُن
بِغَیرِ الَّذی یرضى‏ به اللَّهُ تَشْغَل
فَلَنْ یَصْحَبَ الإِنسانَ مِنْ بَعدِ موتِه
وَ مِنْ قَبْلِهِ اِلّا الَّذی كانَ یَعْمَل
ألا إنما الإنسانُ ضَیْفٌ لِاَهلِه
یُقیمُ قَلیلاً بَیْنَهُم ثُمَّ یَرْحَل
- از كردارت همدمى اختیار كن كه همانا در قبر، فقط عمل، همدم و همراه انسان است.
- ناچارى كه آن همدم، از قبر تا قیامت با تو باشد.
- پس، اگر مى‏خواهى مشغول كارى شوى، به كارى پرداز كه خشنودى و خرسندى خدا در آن است.
- همراه انسان در حیات و ممات، جز كردارش نخواهد بود.
- بدان كه انسان در این دنیا نزد اهلش براى اندك مدتى میهمان است و پس از آن باید به سوى قرارگاه اصلى خود برود.
«معانى الاخبار»، ص‏233. «كتاب الخصال»، ج‏1، ص‏115.
5 . «تفسیر القمى»، ج‏1، ص‏369 - 370. «بحار»، ج‏6، ص‏224 - 225. «المحجة البیضاء»، ج‏8، ص‏303:
«ان ابن آدم، اذا كان فی آخر یوم من الدنیا و أول یوم من الْآخرة: مثل له ماله، وولده، و عمله. فیلتفت إلى ماله: فیقول: واللَّه إنی كنت علیك لحریصاً شحیحاً؛ فمالى عندك؟
فیقول: خذ منی كفنك.
ثم یلتفت إلى ولده: فیقول: واللَّه إنی كنت لكم لمجناً، وانی كنت علیكم لمحامیا؛ فماذا الى عندكم؟
فیقولون: نودیك الى حفرتك و نواریك فیها.
ثم یلتفت إلى عمله؛ فیقول: واللَّه إنی كنت فیكم لزاهداً، و إنك كنت علیَّ ثقیلاً؛ فما ذا عندك؟
فیقول: أنا قرینك فی قبرك و یوم حشرك؛ حتى أعرض أنا و أنت على ربك».
6 . «الكافى»، ج‏3، ص‏240. «بحار»، ج‏6، ص‏265:
«إذا وضع المیت فی قبره، مثّل له شخص فقال: یا هذا! كنا ثلاثة: كان رزقك، فانقطع بانقطاع أجلك؛ و كان أهلك، فخلفوك و انصرفوا عنك؛ و كنت عملك فبقیت معك؛ أما إنی كنت أهون الثلاثة علیك...».
7 . «المحجة البیضاء»، ج‏8، ص‏302 - 303:
«... ثم یأتیه آت حسن الوجه، طیب الریح، حسن الثیاب؛ فیقول: ابشر برحمة من ربك و جنات فیها نعیم مقیم. فیقول: و أنت فبشرك اللَّه بخیر؛ من أنت؟ فیقول: أنا عملك الصالح... ثم یأتیه آت قبیح الوجه، منتن الریح، قبیح الثیاب، فیقول: أبشر بسخط من اللَّه و بعذاب ألیم مقیم. فیقول: بشرك اللَّه بشر؛ من أنت؟ فیقول: أنا عملك الخبیث...».
8 . «تفسیر القمى»، ج‏1، ص 370 - 371. «بحار»، ج‏6، ص‏225. «المحجة البیضاء»، ج‏8، ص‏303:
«فان كان‏للَّه ولیاً؛ أتاه اطیب الناس ریحاً، و أحسنهم منظرا و بینهم ریاشا؛ فیقول: ابشر بروح من اللَّه و ریحان وجنة نعیم! قد قدمت خیر مقدم.
فیقول: من انت؟
فیقول: انا عملك الصالح، ارتحل من الدنیا إلى الجنة... .
و إذا كان لربّه عدواً فإنه یأتیه اقبح خلق اللَّه ریاشا، وأنتنه ریحا؛ فیقول له: ابشر بنزل من حمیم و تصلیة جحیم...
فإذا اَدخل قبره؛ أتیاه ممتحناالقبر؛ فألقیا عنه اكفانه! ثم قال له: من ربك؟ و من نبیك؟ و ما دینك؟
فیقول: لاأدرى.
فیقولان: مادریت و لاهدیت؛ فیضربانه بمرزبة ضربة ما خلق اللَّه دابة الا و تذعرلها ما خلاالثقلین. ثم یفتحان له باباً الى النار...».
9 . «الكافى»، ج‏3، ص‏240. «بحار»، ج‏6، ص‏265. «المحجةالبیضاء»، ج‏8، ص‏312:
«إذا دخل المؤمن قبره؛ كانت الصلوة عن یمینه والزكوة عن یساره و البر یطلُّ علیه و یتنحّى الصَبر ناحیة...».
10 . «اربعین»، قاضى سعید قمى (به نقلِ «معاد»، ص‏28 - 29).
11 . «امالى الصدوق»، ص‏414. «بحار»، ج‏6، ص‏220. «لئالى الاخبار»، ج‏4، ص‏269:
قال رسول اللَّه(ص): «مرّعیسى بن مریم(ع) بقبر؛ یعذب صاحبه. ثم مر به من قابل، فاذا هولیس یعذب!
فقال: یا رب! مررت بهذاالقبر عام اول، فكان صاحبه یعذب؛ ثم مررت به العام، فاذا هولیس یعذب!؟
فاوحى اللَّه(عزوجل) الیه: یا روح اللَّه! إنه أدرك له ولدصالح، فأصلح طریقاً و آوى یتیماً؛ فغفرت له بما عمل ابنه».
12 . «كتاب الخصال»، ج‏1، ص‏151. «بحار»، ج‏6، ص‏293:
«لیس یتبع الرجل بعد موته من الاجر الاثلاث خصال: صدقة أجراها فی حیاته، فهی تجرى بعد موته إلى یوم القیامة، صدقة موقوفة لاتورث؛ أوسنة سنَّها و كان یعمل بها من بعده، غیره؛ او ولد صالح یستغفرله».
13 . «كتاب الخصال»، ج‏1، ص 323. «بحار»، ج‏6، ص‏293 - 294. «لئالى الاخبار»، ج‏4، ص‏269:
«ست خصال ینتفع بها المؤمن من بعد موته: ولد صالح یستغفرله، و مصحف یقرأفیه، و قلیب یحفره، و غرس یغرسه، و صدقة ماء یجریه، و سنّة حسنة یؤخذ بها بعده».
14 . «كتاب الخصال»، ج‏2، ص‏360. «بحار»، ج‏6، ص‏248:
«حبی و حب اهل بیتی نافع فی سبعة مواطن (أهوا لهن عظیمه): عندالوفاة، وفی القبر، و عند النشور، و عند الكتاب، و عندالحساب، و عند المیزان و عند الصراط».
15 . «منازل الآخرة»، شیخ عباس قمى، ص‏41، انتشارات دفتر مذهبى