تبلیغات
معاد در نهج البلاغه - پرسش های برزخ
 
شبروان مست ولای تو علی        جان عالم به فدای تو علی


¿پرسش های برزخ

 

شنبه 23 اردیبهشت 1385

بازرسان قبر


«پرسش قبر» از مهم‏ترین موضوعات این مبحث است كه در بسیارى از روایات این باب، از آن سخن رفته است و در اهمیت این موضوع همین نكته بس كه انكار كننده آن، شیعه اهل بیت(ع)نیست.
امام صادق(ع) فرمود: «هر كه سه چیز را انكار كند، شیعه ما نیست: 1 - معراج، 2 - پرسش قبر، 3 - شفاعت».(1)
از روایات استفاده مى‏شود كه پرسشهاى قبر را دو فرشته به نامهاى نكیر و منكر انجام مى‏دهند:
پیامبر خدا(ص) فرمود: «خداوند تعالى، دو فرشته به نامهاى نكیر و منكر، جهت پرسش به قبر مى‏فرستد».(2)
از پیامبر اكرم(ص) پرسیدند: سیماى فرشتگان بازرس قبر چگونه است؟
رسول خدا(ص) فرمود: «بسیار تندخو و زشتند؛ صدایشان همچو رعد غرّان و چشمانشان چون برق تابان است.
موهایشان (به گونه‏اى بلند است كه از پشتشان آویزان و) به روى زمین كشیده مى‏شود؛ دندانهایشان (به گونه‏اى تیز است كه وقتى آنها) را در زمین فرو كنند، گودالى پدیدار شود».(3)
امام كاظم(ع) فرمود: «هنگام ورود مؤمن به قبر، بازرسان قبر(با احترام) او را نشانند و سؤالاتشان را پرسند (و چون پاسخ به نیكى شنوند) قبرش را تا چشم كار مى‏كند، بگشایند و از طعامهاى بهشتى برایش (ارمغان) آورند».(4)

حال این سؤال به ذهن مى‏رسد كه آیا سیماى فرشتگان بازرس قبر، نسبت به نیكان و بدان یكسان است یا تفاوت دارد؟
براى پاسخ به این سؤال، به نكاتى چند اشاره مى‏شود:
الف - بازرسان قبر با این سیماى وحشتناك و هراسنده، فقط به سراغ بدكاران مى‏آیند و این دیدار نامیمون سزاى كمى از گناهان بزرگ آنهاست.
ب - سیماى بازرسان قبر نسبت به نیكوكاران بسیار زیبا و برخورد آنها همراه با مهربانى و محبت است.
ج - در برخى اخبار و ادعیه نیز بین بازرسان قبر، تفاوت گذاشته شده است؛ نسبت به بدكاران «نكیر و منكر» و نسبت به نیكوكاران «بشیر و مبشر» نامیده شده‏اند.(5)
«نكیر و منكر» را بدین سبب نام نهاده‏اند كه از منكران خدا، پیامبر، امام و... همچنین از انجام دهندگان منكرات و زشتى‏ها سؤال مى‏كنند.
«بشیر و مبشر» را از این رو كه بشارت دهنده و مژده آور براى اهل ایمان و نیكوكاران هستند، بدین اسم نام نهاده‏اند.
شایان ذكر است كه گاهى از فرشتگان بشارت نیز، تعبیر به «نكیر و منكر» مى‏شود.

آزمونى سخت


در برزخ از مسائل كلى(اعمال و عقاید) پرسیده مى‏شود و رسیدگى به مسائل دیگر، به قیامت واگذار مى‏گردد:
پیامبر خدا(ص) فرمود: «از خدا، پیامبر، دین و امام پرسیده مى‏شود».(6)
امام سجاد(ع) فرمود: «دریغا! اى فرزند آدم! غافلى؛ اما خدایت از تو غافل نیست. مرگ، شتابان سراغت مى‏آید؛ تو را در مى‏یابد؛ آنگاه تك و تنها به خانه قبر خواهى رفت و فرشتگان پرسش براى آزمونى سخت، نزدت مى‏آیند و درباره پروردگار، پیامبر، دین، كتاب و امام از تو مى‏پرسند. سپس از شمار عمر و چگونگى گذراندن آن و بعد، از به‏دست آوردن مال و چگونگى صرف آن خواهند پرسید».(7)
امام صادق(ع) فرمود: «در قبر از پنج چیز(دیگر، نیز) پرسیده مى‏شود: 1-نماز، 2-زكات، 3-حج، 4-روزه، 5-دوستى اهل بیت(ع)».(8)
بنابراین، مهم‏ترین سؤالات قبر -تا آنجا كه ما یافتیم- به شرح زیر است:
1 - معبودت كه او را پرستش مى‏كردى، چه كسى بود؟
2 - پیامبرت كه بود؟
3 - كتابش چه نام داشت؟
4 - امامى كه فرمانش را مى‏بردى، چه كسى بود؟
5 - شمار عمرت چند است و آن را چگونه صرف كردى؟
6 - مالت را از كجا آورده و در چه راهى صرف نمودى؟
7 - آیا نمازت را بدرستى انجام دادى؟
8 - زكات و خمس مالت را پرداختى؟
9 - از عهده حج واجبت به نیكى برآمدى؟
10 - روزه‏هاى واجبت را به جا آوردى؟
11 - آیا نسبت به اهل‏بیت(ع) محبت داشتى؟
غیر از موارد یاد شده، در روایتى آمده است: از دوستان شخص نیز سؤال مى‏كنند و چنین پرسند: با كه دوست بودى؟(9)
پاسخ به سؤالات بازرسان قبر، ارتباط مستقیم با اعمال و عقاید افراد دارد. آنان كه در این جهان به نیكى از عهده این آزمون برآیند، با موفقیت این راه را پشت سر مى‏گذارند؛ اما كسانى كه در دنیا با كوله‏بارى از گناه، راهى آن سرا شوند، در برابر آزمونى بسیار سخت قرار دارند. وقتى در آن خانه تنگ و تاریك قرار گیرند و با دو موجود وحشت آفرین وهولناك روبه‏رو شوند؛ چنان ترس و هراس بر آنان چیره گردد كه تصورش را نتوان كرد.
به برخى از اشخاص در هنگام پاسخ، لكنت زبان دست مى‏دهد.
برخى گویند: در دنیا مى‏گفتند: خدایى هست، پیامبرى هست؛ ولى ما انكار مى‏كردیم.
گروهى ممكن است از شدت ترس و لرز به آن دو اشاره كنند و گویند: خدا و پیامبر، شمایید.
پس از آن، فرشتگان با گرز آتشین و عمود آهنین بر سرشان كوبند؛ طورى كه از قبرهایشان آتش زبانه كشد!

شایان ذكر است كه میزان پاسخگویى و مجازات، به میزان كردار شخص بستگى دارد. بنابراین -چنانكه در گفتار بعدى نیز خواهیم گفت- مجازات همگان یكسان نیست.

علم خدا و پرسش فرشتگان‏


چرا در قبر پرسش مى‏شود؟ مگر خدا از كردار همه انسانها آگاه نیست؟
شكى نیست كه پروردگار بى‏همتا بر تمام كردارهاى آشكار و پنهانى همگان آگاه‏(11) و از رگ گردن به انسانها نزدیك‏تر است‏(12) و از اندیشه‏هاى نفسانى نیز كاملاً آگاهى دارد.(13)
چون فهم این مطلب قدرى دقیق است، با بیان مثالى آن را توضیح مى‏دهیم: آموزگارى، پس از یك سال تدریس، همه شاگردان كلاس خود را مى‏شناسد؛ یا مى‏تواند بدون امتحان، عده‏اى را قبول و برخى دیگر را مردود كند؟
تفاوت بین امتحان گرفتن و نگرفتن را در زیر نشان مى‏دهیم:
1 - نفس امتحان گرفتن، سبب تلاش بیشتر مى‏شود واگر امتحان نباشد، حتى دانش آموزان زرنگ نیز تلاش و كوشش لازم را نمى‏كنند.
2 - درست پاسخ دادن به سؤالات لذت‏آور است و بدون امتحان این لذت حاصل نمى‏شود.
3 - بد پاسخ دادن به سؤالات رنج‏آور است و بدون امتحان این رنج حاصل نمى‏شود.
4 - با آزمون، نمره و امتیاز دقیق هر كس مشخص مى‏گردد و بدون امتحان، مشخص نمى‏شود.
5 - با امتحان گرفتن، هیچكس مدعى از بین رفتن حق خود نیست؛ اما بدون امتحان، قبول شدگان، طالب حق بیشترى هستند و مردودشدگان نیز اعتراض خواهند كرد.
بنابراین، نفس امتحان و پرسش قبر نیز انسانها را در دنیا به تلاش و كوشش بیشتر وادار مى‏كند؛ در حین امتحان، نیكوكاران از پاسخ دادن لذت و بدكاران رنج مى‏برند. درجه و امتیاز هر كس براى خودش مشخص مى‏شود و همه شاهد عدالت الهى خواهند بود و هیچكس مدعى مرتبه برتر نخواهد شد.

متوسّطان؛ مُستضعفان


از برخى روایات استفاده مى‏شود كه تنها نیكان و بدان محض، مورد سؤال و پرسش قرار مى‏گیرند:
امام باقر(ع) فرمود: «در قبر پرسش نمى‏شود، مگر از كسانى كه داراى ایمان یا كفر محض هستند».(14)
امام صادق(ع) فرمود: «فقط از كسانى كه داراى ایمان و كفر محض هستند، سؤال مى‏شود و دیگران به حال خود رها مى‏گردند».(15)
بنابراین، از غیر نیكان و بدان محض -كه از آنان به متوسطان و مستضعفان تعبیر مى‏گردد- پرسش نمى‏شود.
علامه مجلسى؛ در این‏باره مى‏گوید: «از مستضعفان و متوسطان كه بین ایمان و كفر قرار دارند، سؤال نمى‏شود.»(16)
«متوسطان» كسانى هستند كه توانایى اداى تكالیف خود را ندارند(مانند: ابلهان، دیوانگان و كودكان).
«مستضعفان» كسانى هستند كه زیر سلطه فرهنگى قرار گرفته، لذا از تشخیص حق عاجزند و قادر به هجرت از دیار خود نیستند(مانند: كسانى كه در محیط كفر زندگى مى‏كنند و دسترسى به جایى ندارند و نداى حیاتبخش آیین اسلام نیز بدیشان نرسیده است).
بنابراین، آن دسته از مستضعفان كه دسترسى به آیین حق یا امكان هجرت از سرزمین خود را دارند، از عذاب جهان برزخى استثنا نشده‏اند. آیه زیر نیز بر این مدعا دلالت دارد:
(اِنَّ الَّذینَ تَوفّاهُم الْمَلائكةُ ظالمِی اَنْفُسِهِم قالوا فیمَ كُنْتُمْ قالوا كُنّا مُسْتَضْعَفین فِی الاَرضِ قالوا اَلَمْ تَكُنْ اَرضُ اللَّهِ واسِعةً فَتُهاجِروا فیها فَاولئكَ مَأَویهم جَهَنَّمُ وَسائتْ مَصیراً)(17)
پس از مرگ، فرشتگان به انسانهاى بدكردار گویند: چرا در دنیا چنین مى‏كردید؟
گویند: ما، در زمین، مستضعف و ناتوان بودیم.
فرشتگان پاسخ دهند: آیا زمین خدا گسترده نبود؛ تا از آن وادى هجرت كنید؟
پس، جایگاه اینان، جهنم است كه بسیار بد جایگاهى است.
دنباله آیه فوق، درباره مستضعفینى كه مهاجرت و رسیدن به حق برایشان ممكن نیست، چنین مى‏گوید:
(اِلّا الْمُستَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَالنِّساءِ وَالْوِلدان لایَسْتَطیعُون حِیلَةً و لایَهْتَدُونَ سَبیلاً فأولئكَ عَسَى اللَّهُ اَنْ یَعْفُوَ عَنْهُم وَكانَ اللَّهُ عَفُوّاً غَفوراً)(18)
آن گروه از مردان، زنان و كودكان مستضعفى كه گریز و چاره‏اى برایشان میسر نبود و راهى به نجات خود نمى‏یافتند، امیدوار به عفو و بخشش خدا باشند كه خدا آمرزنده است و گناهانشان را مى‏بخشد.

معصومان؛ مُقرَّبان


گروهى از نیكان نیز كه داراى ایمان و تقواى والایى هستند، مورد سؤال و جواب قبر واقع نمى‏شوند. این عده از انسانهاى برتر -كه از آنها به معصومان و مقربان تعبیر مى‏شود- عبارتند از:
الف - پیامبران و امامان(ع).
ب - دانشمندان پارسا و پیكارگران راه خدا(مجاهدان و شهیدان).
بنا به دلایل زیر از پیامبران و امامان معصوم(ع) پرسش و پاسخ پس از مرگ برداشته شده است:
1 - آنان از برترین درجه ایمان و بالاترین مرتبه تقوا برخوردارند -تا جایى كه از گناه و اشتباه به دور هستند- از این رو، خلافى انجام نمى‏دهند تا سزاوار پرسش و عذاب باشند.
2 - آنان میزان عمل دیگران هستند و مقام و منزلتشان از بازرسان قبر برتر است؛ لذا پرسش از آنان -علاوه بر اینكه بیهوده به نظر مى‏رسد- گستاخى به مقام شامخ آن ستارگان پرفروغ انسانیت است.
3 - آنان از پیش، امتحان خود را به نیكوترین وجه ممكن در دنیا پس داده‏اند -كه شایستگى به دست آوردن این منصب بزرگ را یافتند- از این رو، امتحان دوباره درباره آنان بى‏مورد است.
4 - از طرفى دور از عقل است كه از پیامبران و امامان پرسیده شود كه پیامبرت كیست؟ امامت كیست؟ یا از آنان كه خود سرمشق و اسوه دیندارى براى انسانها هستند، بپرسند: دینت چیست؟ یا از آنان كه خود از طرف خدا بدین افتخار دست یافته‏اند، بپرسند: خدایت كیست؟

غیر از معصومان عده‏اى دیگر نیز از پرسش قبر مستثنا هستند كه به دلیل روایت زیر از آنها به «مقربان» تعبیر مى‏شود:
قال رسول اللَّه(ص): «اَقْرَبُ النَّاسِ مِنْ دَرَجَةِ النَّبُوّةِ اَهْلُ الْعِلْمِ وَالْجِهادِ»(19)
مقرب‏ترین انسانها به درجه پیامبرى، عبارتند از: دانشمندان پارسا و پیكارگران راه خدا.
بیشترِ دلایلى كه در برداشتن پرسش و پاسخ از معصومان بیان شد، نسبت به دانشمندان پارساى امت اسلامى نیز صادق است. اینان بهترین رهروان راه انبیا مى‏باشند و چون در دوران ختم نبوت(پایان پیامبرى) قرار دارند، تمام وظایف سنگین پیامبران بر دوش آنهاست، به گونه‏اى كه مقام برخى از دانشمندان پارساى این امت از مقام پیامبران بنى‏اسرائیل نیز برتر است.
به چند حدیث نبوى درباره مقام بزرگ علماى صالح بنگرید:
«دانشمندان، چراغهاى زمین، جانشینان انبیا و وارث پیامبران هستند».(20)
«مركّب قلم دانشمندان، در روز قیامت بر خون شهیدان برترى دارد».(21)
«مقام عالِم، از پیامبر یك درجه كمتر و از شهید یك درجه برتر است».(22)
پس از دانشمندان پارسا، شهیدان و مجاهدان، برترین مقام را در نزد خدا دارند و از پرسش و عذاب قبر در امانند.
به چند حدیث نبوى در این‏باره توجه فرمایید:
«مجاهدى كه به پیشواز دشمن رود (و در این مسیر، چنان) استقامت ورزد تا كشته شود یا پیروز، پرسش قبر از او برداشته مى‏شود».(23)
پرسیده شد: چرا شهدا از پرسش قبر درامانند؟
فرمود: «شهید در زیر برق شمشیرى كه بالاى سرش بود، آزمایش خود را پس داده (و پیشاپیش پاسخ پرسشها را داده است) و همین او را بس است!».(24)
پیامبر خدا(ص) فرمود: «شهید، هفت خصلت دارد:
1 - با چكیدن نخستین قطره خونش، گناهان او بخشیده و آمرزیده مى‏شود.
2 - چون بر زمین غلطید، دو ماهروى بهشتى سرش را بر دامن گرفته و گرد و غبار از چهره‏اش زدوده و بدوآفرین و خوشامد گویند.
3 - جامه‏اش از تن برآورند و لباسهاى زیباى بهشتى بر او پوشند.
4 - فرشتگان بهشتى نزدش آیند و گلبارانش كنند.
5 - جایگاه او را در بهشت، نشانش دهند.
6 - او را به بهشت برند و گویند: هر كجا(و نزد هر كس) مى‏خواهى، برو!
7 - (مهم‏ترین خصلت او این است كه) شهید نظر مى‏كند به وجه‏اللَّه.(25)
امام خمینى(ره) در سخنرانى 1359/10/20 راجع به این حدیث چنین فرمود:
«... درباره شهید و فضل شهادت آن قدر از اولیاى اسلام، روایات وارد شده كه انسان متحیر مى‏شود!
در روایتى از رسول اكرم(ص) نقل شده است كه: شهید هفت خصلت دارد: اولین قطره خونش كه به زمین ریزد، تمام گناهانش آمرزیده مى‏شود؛ و مهم‏تر، آخرین خصلت اوست: شهید نظر مى‏كند به وجه‏اللَّه. شاید، نكته این باشد كه حجابهاى بین ما و حق تعالى، منتهى به حجاب خود انسان مى‏شود. انسان خودش حجاب بزرگى است. اگر كسى این حجابها را در راه خدا داد، همه حجابها(خود و خودبینى) را شكسته و تقدیم كرده است.
او، براى خدا، جهاد و دفاع كرده و براى كشور خدا و آیین الهى هر چه داشته، در طبق اِخلاص گذاشته و تقدیم كرده است.
وقتى این حجاب برداشته شد، در عوض، خداى(تبارك و تعالى) بر آنها تجلى مى‏كند -چنانكه بر انبیا تجلى كرد- آنان همانند پیامبران، همه چیز را در راه خدا مى‏خواهند و خودى نمى‏بینند و در مقابل حق‏تعالى، براى خودشان، شخصیتى قائل نیستند... .
این روایت، انبیا را مقارن شهدا قرار داده و همان جلوه‏اى را كه حق‏تعالى بر انبیا مى‏كند، بر شهدا هم مى‏نماید. شهید هم یَنْظُر اِلى وَجْه‏اللَّه؛ زیرا همانطور كه انبیا حجابها را شكسته بودند، آنها نیز حجابها را شكسته و آخر منزلى كه براى انبیا هست، شهدا نیز بر حسب حدود وجودى خودشان به این آخر منزل مى‏رسند».(26)
البته بعید نیست كه دیگر پیروان راستین خط ولایت و امامت نیز در قبر مورد بازخواست قرار نگیرند و لطف و رحمت الهى نصیب آنان نیز شود.
امام صادق(ع) فرمود: «هر كس از شما در مسیر ما باشد و بمیرد؛ شهید است».
سؤال شد: اگر چه در بستر باشد؟
فرمود: «آرى. اگر در بستر هم بمیرد، نزد خدا زنده است و روزى داده‏مى‏شوند».(27)

1 . «بحار الانوار»، ج‏6، ص‏223:
«من أنكر ثلاثة اشیاء، فلیس من شیعتنا: المعراج، و المسألة فی القبر، و الشفاعة».
2 . «مدرك پیشین»، ص‏245:
«إن للَّه تعالى ملكین؛ یقال لهما: منكر و نكیر؛ ینزلان على المیت، فیسألانه...».
3 . «مدرك پیشین»، ص 215 - 216:
«ملكان فظّان غلیظان؛ اصواتهما كالرعد القاصف، و ابصارهما كالبرق الخاطف! یطئان فی أشعارهما، و یحفران بأنیابهما! فیسألانك».
4 . «مدرك پیشین»، ص‏222:
«فإذا اُدخل (المؤمن) قبره، أتاه منكر و نكیر؛ فیقعدانه و یقولان له: ... فیفسحان له فی قبره مدّ بصره؛ ویأتیانه بالطعام من الجنة...».
5 . «اقبال»، ص‏645. «بحار»، ج‏98، ص‏291:
(به نقلِ «مصباح المنیر»، آیةاللَّه على مشكینى، ص‏190، انتشارات یاسر):
«و أمتنى مسرورا و مغفورا، و تولّ أنت نجاتی من البرزخ، و أدرعنى منكراً و نكیرا و أرِعینى مبشرا و بشیرا؛ واجعل لی إلى رضوانك و جنانك مصیرا، و عیشا قریرا، و ملكا كبیرا؛ وصل على محمد و آله كثیرا».
بارالها! مرا شاد و آمرزیده بمیران؛ رهایى مرا از گفت و گوى برزخ عهده‏دار شو؛ منكر و نكیر را از من بازگردان؛ بشیر و مبشر را به من بنمایان؛ مرا به سوى خشنودى و بهشت خود راهى بگشاى؛ حیاتى باكمال مطلوب كه مایه روشنى چشم باشد، عطا كن؛ و بر محمد و خاندانش درود بى‏اندازه نثار فرماى. (خواندن این دعا، در هر روز از ماه رجب، بسیار سفارش شده‏است).
6 . «بحار الانوار»، ج‏6، ص‏245:
«... یسألانه: عن ربه و نبیه و دینه و امامه».
7 . «امالى الصدوق»، ص‏407. «بحار»، ج‏6، ص‏223 - 224. «لئالى الاخبار»، ج‏4، ص‏250:
«ابن آدم! إن أجلك أسرع شی‏ء إلیك،... أول ما یسألانك عن ربك الذى كنت تعبده، و عن نبیك الذی أرسل إلیك، و عن دینك الذی كنت تدین به، و عن كتابك الذى كنت تتلوه، و عن إمامك الذى كنت تتولاه؛ ثم عن عمرك فیما أفنیته؟ ومالك من أین اكتسبته و فیما اتلفته؟».
8 . «الكافى»، ج‏3، ص‏241. «بحار»، ج‏6، ص‏265 - 266:
«یسأل المیت فی قبره عن خمس: عن صلاته و زكاته و حجه و صیامه و ولایته و إیانا أهل البیت».
9 . «بحار الانوار»، ج‏6، ص‏260.
10 . موضوع این بحث برگرفته از كتاب معاد شهید دستغیب است؛ ولى نظم، در عبارات و شیوه نگارش از نگارنده است.
11 . شورى (42) آیه 12: (انه بكل شی‏ء علیم).
12 . ق (50) آیه 16: (نحن اقرب الیه من حبل الورید).
13 . ق (50) آیه 16: (و نعلم ماتوسوس به نفسه).
14 . «الكافى»، ج‏3، ص‏235. (نقل از: «بحار»، ج‏6، ص‏260):
«إنما یسأل فی قبره من محض الایمان محضاً؛ اومحض الكفر محضاً...».
15 . «مدرك پیشین». «المحجة البیضاء»، ج‏8، ص‏310:
«لایسأل فی القبر إلا من محض الایمان محضاً؛ أومحض الكفر محضاً و الآخرون یلهون عنهم».
16 . «بحار الانوار»، ج‏6، ص‏260:
«إنه لایسأل عن المستضعفین و المتوسطین بین الإیمان و الكفر».
17 . نساء (4) آیه 97.
18 . نساء (4) آیه 98 - 99.
19 . «المحجة البیضاء»، ج‏1، ص‏14. «میزان الحكمة»، ج‏6، ص‏456.
20 . «كنزالعمال»، ج‏10، ص‏134، الهندى، مؤسسه الرسالة. «میزان الحكمة»، ج‏6، ص‏457:
«العلماء مصابیح الارض، و خلفاء الانبیاء و ورثة الانبیاء».
21 . «مدرك پیشین»، ص‏141:
«یوزن یوم القیامة مداد العلماء و دم الشهداء؛ فیرجّح علیهم مداد العلماء على دم الشهداء».
22 . «مجمع البیان»، ج‏9، ص‏253. «میزان الحكمة»، ج‏6، ص‏460:
«فضل العالم على الشهید درجة... و فضل النبی على العالم درجة».
23 - «كنز العمال»، ج‏4، ص‏313. (به نقلِ «میزان الحكمة»، ج‏5، ص‏193):
«من لقی العدو، فصبر حتى یقتل او یغلب؛ لم یفتن فی قبره».
24 . «مدرك پیشین»، ص‏407:
ما بالُ المؤمنین یفتنون فی قبورهم إلا الشهید!؟
فقال رسول اللَّه: «كفى ببارقة السیوف على رأسه فتنة».
25 . «وسایل الشیعه»، الشیخ الحر العاملى، ج‏11، ص‏10، داراحیاةء التراث العربی:
قال رسول اللَّه:
«للشهید سبع خصال من اللَّه:
الأوّلُ: قطرة من دمه، مغفور له كل ذنب.
و الثانیة: یقع رأسه فی حجر زوجتیه من الحورالعین؛ و تمسحان الغبار عن وجهه؛ و تقولان: مرحبابك؛ و یقول هو مثل ذلك لهما.
و الثالثة: یكسى من كسوة الجنَّة.
و الرابعة: تبتدره خزنة الجنة بكل ریح طیّبه أیّهم یأخذه معه.
و الخامسة: ان یرى منزله.
و السادسة: یقال لروحه اسرح فی الجنة حیث شئت.
و السابعة: ان ینظر فی وجه اللَّه و إنها لراحة لكل نبی و شهید».
26 . «صحیفه نور»، ج‏13، ص‏272 - 273، وزارت ارشاد اسلامى.
27 . «المحاسن»، خالدالبرقى، ص‏164، دارالكتب الاسلامیه. «بحار»، ج‏6، ص‏245. «لئالى الاخبار»، ج‏4، ص‏234:
«یا ابامحمد! إن المیت منكم على هذا الامر شهید!»
قلت: و إن مات على فراشه؟
قال: «و إن مات على فراشه، حی عند ربه یرزقون».
(10)